باب 5 از آیه 1 تا 47
شفای مرد علیل
چندی بعد، عیسی برای یکی از اعیاد یهود، به اورشلیم رفت. در اورشلیم، در کنار ’دروازۀ گوسفند‘ حوضی است که در زبان عبرانیان آن را ’بِیتحِسْدا‘ گویند و پنج ایوان دارد.
برچسب:
نویسنده: هلیا سلطانی
باب 6 از آیه 1 تا 71
تکثیر پنج نان و دو ماهی
چندی بعد، عیسی به آن سوی دریاچۀ جلیل که همان دریاچۀ تیبِریه است، رفت. گروهی بسیار از پی او روانه شدند، زیرا آیاتی را که با شفای بیماران به ظهور میرسانید،
برچسب:
نویسنده: هلیا سلطانی
باب 7 از 1 تا 53
عیسی به عید خیمه ها می رود
پس از این، عیسی چندی در جلیل میگشت، زیرا نمیخواست در یهودیه باشد، چرا که یهودیان در پی کشتنش بودند. چون عید خیمهها که از اعیاد یهود بود، نزدیک شد، بر
برچسب:
نویسنده: هلیا سلطانی
باب 8 از آیه 1 تا 59
امّا عیسی به کوه زیتون رفت.
بخشش زن زناکار
سحرگاهان، عیسی باز به صحن معبد آمد. در آنجا مردم همه بر وی گرد آمدند؛ و او نشسته، به تعلیم ایشان پرداخت. در این هنگام، علمای دین و ف
برچسب:
نویسنده: هلیا سلطانی
باب 9 از آیه 1 تا 41
شفای کور مادر زاد
در راه که میرفت، کوری مادرزاد دید. شاگردانش از او پرسیدند: «استاد، گناه از کیست که این مرد کور به دنیا آمده است؟ از خودش یا از والدینش؟» عیسی پاسخ داد: «نه
برچسب:
نویسنده: هلیا سلطانی
باب 10 از آیه 1 تا 42
شبان نیکو
«آمین، آمین، به شما میگویم، آن که از در به آغل گوسفندان داخل نشود، بلکه از راهی دیگر بالا رود، دزد و راهزن است. امّا آن که از در به درون آید، شبان گوسفندان است. درب
برچسب:
نویسنده: هلیا سلطانی
باب 11 از آیه 1 تا 57
بیماری و مرگ ایلعازَر
مردی ایلعازَر نام بیمار بود. او از مردمان بِیتعَنْیا، دهکدۀ مریم و خواهرش مارتا بود. مریم همان زنی بود که خداوند را با عطر تدهین کرد و با گیسوانش پاهای
برچسب:
نویسنده: هلیا سلطانی
باب 12 از آیه 1 تا 50
تدهین عیسی
شش روز پیش از عید پِسَخ، عیسی به بِیتعَنْیا، محل زندگی ایلعازَر آمد، همان که عیسی او را از مردگان برخیزانیده بود. در آنجا برای تجلیل او شام دادند. مارتا پذیرایی
برچسب:
نویسنده: هلیا سلطانی
باب 13 از آیه 1 تا 38
شستن پاهای شاگردان
پیش از عید پِسَخ، عیسی آگاه از اینکه ساعت او رسیده است تا از این جهان نزد پدر برود، کسان خود را که در این جهان دوست میداشت، تا به حد کمال محبت کرد. هنگام ش
برچسب:
نویسنده: هلیا سلطانی
باب 14 از آیه 1 تا 31
عیسی ، تنها راه به سوی پدر
«دل شما مضطرب نباشد. به خدا ایمان داشته باشید؛ به من نیز ایمان داشته باشید. در خانۀ پدر من منزل بسیار است، وگرنه به شما میگفتم. میروم تا مکانی برا
برچسب:
نویسنده: هلیا سلطانی
u202eu202eنوشته ء يوحنا
باب 1 از آیه 1 تا 51
مسیح به دنیا می آمد
“در ازل، پيش از آنكه چيزی پديد آيد، «كلمه» وجود داشت و نزد خدا بود. او همواره زنده بوده، و خود او خداست.
هر چه هست، بوسيلۀ او آفريده شده و چيزی نيست كه آن را نيافريده باشد. زندگی جاويد در اوست و اين زندگی به تمام مردم نور میبخشد. او همان نوری است كه در تاريكی میدرخشد و تاريكی هرگز نمیتواند آن را خاموش كند. خدا يحيای پيامبر را فرستاد ت
باب 2 آیه 1 تا 25
معجزه در عروسی
روز سوّم، در قانای جلیل عروسی بود و مادر عیسی نیز در آنجا حضور داشت. عیسی و شاگردانش نیز به عروسی دعوت شده بودند. چون شرابْ تمام شد، مادر عیسی به او گفت: �شراب ندارند!� عیسی به او گفت: �بانو، مرا با این امر چه کار است؟ ساعت من هنوز فرا نرسیده.� مادرش خدمتکاران را گفت: �هر چه به شما گوید، بکنید.� در آنجا شش خمرۀ سنگی بود که برای آداب تطهیر یهودیان به کار میرفت، و