خرید بک لینک
باب 5 از آیه 1 تا 47 شفای مرد علیل چندی بعد، عیسی برای یکی از اعیاد یهود، به اورشلیم رفت. در اورشلیم، در کنار ’دروازۀ گوسفند‘ حوضی است که در زبان عبرانیان آن را ’بِیتحِسْدا‘ گویند و پنج ایوان دارد. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا سلطانی تاريخ: چهارشنبه 3 مرداد 1397 ساعت: 19:44

باب 6 از آیه 1 تا 71 تکثیر پنج نان و دو ماهی چندی بعد، عیسی به آن سوی دریاچۀ جلیل که همان دریاچۀ تیبِریه است، رفت. گروهی بسیار از پی او روانه شدند، زیرا آیاتی را که با شفای بیماران به ظهور میرسانید،ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا سلطانی تاريخ: چهارشنبه 3 مرداد 1397 ساعت: 19:44

باب 7 از 1 تا 53 عیسی به عید خیمه ها می رود پس از این، عیسی چندی در جلیل میگشت، زیرا نمیخواست در یهودیه باشد، چرا که یهودیان در پی کشتنش بودند. چون عید خیمهها که از اعیاد یهود بود، نزدیک شد، برادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا سلطانی تاريخ: چهارشنبه 3 مرداد 1397 ساعت: 19:44

باب 8 از آیه 1 تا 59 امّا عیسی به کوه زیتون رفت. بخشش زن زناکار سحرگاهان، عیسی باز به صحن معبد آمد. در آنجا مردم همه بر وی گرد آمدند؛ و او نشسته، به تعلیم ایشان پرداخت. در این هنگام، علمای دین و فادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا سلطانی تاريخ: چهارشنبه 3 مرداد 1397 ساعت: 19:44

باب 9 از آیه 1 تا 41 شفای کور مادر زاد در راه که میرفت، کوری مادرزاد دید. شاگردانش از او پرسیدند: «استاد، گناه از کیست که این مرد کور به دنیا آمده است؟ از خودش یا از والدینش؟» عیسی پاسخ داد: «نهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا سلطانی تاريخ: چهارشنبه 3 مرداد 1397 ساعت: 19:44

باب 10 از آیه 1 تا 42 شبان نیکو «آمین، آمین، به شما میگویم، آن که از در به آغل گوسفندان داخل نشود، بلکه از راهی دیگر بالا رود، دزد و راهزن است. امّا آن که از در به درون آید، شبان گوسفندان است. دربادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا سلطانی تاريخ: چهارشنبه 3 مرداد 1397 ساعت: 19:44

باب 11 از آیه 1 تا 57 بیماری و مرگ ایلعازَر مردی ایلعازَر نام بیمار بود. او از مردمان بِیتعَنْیا، دهکدۀ مریم و خواهرش مارتا بود. مریم همان زنی بود که خداوند را با عطر تدهین کرد و با گیسوانش پاهایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا سلطانی تاريخ: چهارشنبه 3 مرداد 1397 ساعت: 19:44

باب 12 از آیه 1 تا 50 تدهین عیسی شش روز پیش از عید پِسَخ، عیسی به بِیتعَنْیا، محل زندگی ایلعازَر آمد، همان که عیسی او را از مردگان برخیزانیده بود. در آنجا برای تجلیل او شام دادند. مارتا پذیرایی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا سلطانی تاريخ: چهارشنبه 3 مرداد 1397 ساعت: 19:44

باب 13 از آیه 1 تا 38 شستن پاهای شاگردان پیش از عید پِسَخ، عیسی آگاه از اینکه ساعت او رسیده است تا از این جهان نزد پدر برود، کسان خود را که در این جهان دوست میداشت، تا به حد کمال محبت کرد. هنگام شادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا سلطانی تاريخ: چهارشنبه 3 مرداد 1397 ساعت: 19:44

باب 14 از آیه 1 تا 31 عیسی ، تنها راه به سوی پدر «دل شما مضطرب نباشد. به خدا ایمان داشته باشید؛ به من نیز ایمان داشته باشید. در خانۀ پدر من منزل بسیار است، وگرنه به شما میگفتم. میروم تا مکانی براادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا سلطانی تاريخ: چهارشنبه 3 مرداد 1397 ساعت: 19:44

u202eu202eنوشته ء يوحنا باب 1 از آیه 1 تا 51 مسیح به دنیا می آمد “در ازل، پيش از آنكه چيزی پديد آيد، «كلمه» وجود داشت و نزد خدا بود. او همواره زنده بوده، و خود او خداست. هر چه هست، بوسيلۀ او آفريده شده و چيزی نيست كه آن را نيافريده باشد. زندگی جاويد در اوست و اين زندگی به تمام مردم نور میبخشد. او همان نوری است كه در تاريكی میدرخشد و تاريكی هرگز نمیتواند آن را خاموش كند. خدا يحيای پيامبر را فرستاد تادامه مطلب

برچسب: انجیل,يوحنا, نویسنده: هلیا سلطانی تاريخ: شنبه 1 مهر 1396 ساعت: 16:26

باب 2 آیه 1 تا 25 معجزه در عروسی روز سوّم، در قانای جلیل عروسی بود و مادر عیسی نیز در آنجا حضور داشت. عیسی و شاگردانش نیز به عروسی دعوت شده بودند. چون شرابْ تمام شد، مادر عیسی به او گفت: �شراب ندارند!� عیسی به او گفت: �بانو، مرا با این امر چه کار است؟ ساعت من هنوز فرا نرسیده.� مادرش خدمتکاران را گفت: �هر چه به شما گوید، بکنید.� در آنجا شش خمرۀ سنگی بود که برای آداب تطهیر یهودیان به کار میرفت، و ادامه مطلب

برچسب: انجیل,یوحنا, نویسنده: هلیا سلطانی تاريخ: شنبه 1 مهر 1396 ساعت: 16:26

صفحه بندی